داستان کوتاه | امشب چی بپوشم؟ – کوتاه (قسمت اول) | خواندنی و جذاب

داستان شهریور ۶, ۱۳۹۸ شهریور ۶, ۱۳۹۸


داستان کوتاه و جذاب امشب چی بپوشم؟

داستان امشب چی بپوشم؟ را در آی کمد دنبال کنید :

سلام 🙂 همراه شما هستیم با داستان امشب چی بپوشم؟ 🙂 که میتونه خیلی جذاب باشه و رویداد های به وجود آمده این داستان مهمانی رو می تونید به راحتی در ذهنتون به تصویر بکشید…

از لحظه ای که وارد خونه بهاره شدیم سعی کرد کدبانو بودنشو به رخمون بکشه!
واسه خوش آمد گویی نفری یه اسموتی از میوه های هفت رنگ داد دستمون ؛ که انصافا خوشمزه هم بود.
لباسی که بهاره تنش کرده بود انگار دقیقا اندازه تن خودش دوخته شده بود و هیکلشو چند برابر متناسب تر نشون میداد‌، رنگ سبز و لیمویی لباسش دقیقا همرنگ چشاش بود!


همراه اینستاگرام آی کمد باشید

بهاره با اون پیراهنی که تن کرده بود اونقدر جذاب شده بود که هم من هم مطمعناً خودش هر لحظه منتظر یه واکنش از طرف یکی از بچه ها بودیم.
چشمای سهیلا اصلا از بهاره جُم نمیخورد. مدام لباشو بهم فشار میداد و بینیشو میکشید بالا ، انقد لباش به هم فشرده میشدن که احساس میکردم دندوناش دارن از شدت فشار خورد میشن ! شک ندارم اگه یاسی این حرکتو میکرد لباش منفجر میشدو کلی ژل از لباش میریخت بیرون!از چشمای سهیلا کاملا میشد خوند که از الان داره تو ذهنش انتخاب میکنه تو مهمونی بعدی چی بپوشه که چشم بهاررو در بیاره…!

داستان مهمانی خانم ها

داستان مهمانی خانم ها

همینطور که حرکات بچه هارو زیر نظر داشتم ، یاسی با صدای خیلی بلند ، جیغ و تو دماغیش گفت : “بچـــــــــه هـــــــــا؟ لبام خوب شده؟؟”
همه شروع کردن به به و چه چه کردن که چقدر خوشگل تر شدی عشق خواهر ، در حالی که حتم دارم هیچ کدومشون از لبای بیش از حد برآمده یاسی خوششون نیومده بود !
به هر حال دختر بودنم سختیای خاص خودشو داره.

همینطور که یاسی داشت از تجربه جدیدش تو مطب دکتر جدید لیپوماتیکش صحبت میکرد، سهیلا بی اعتنا به یاسی رفت سمت آشپز خونه پیش بهاره و ازش پرسید :
“بهاره جون لباست خیلی بهت میادا ، البته از اونجایی که من خیلی سفیدم فکر کنم تو تن منم خوب بشه ، از کجا خریدیش؟”
بهاره با عشوه جواب داد : “مادر شوهـــرم بـــرای تـــــک عـــروسش از یه سایت آنلــایـــــن خــریده”
سهیلا خندید و با لحن شوخی وار ، ولی کاملا جدی گفت :” معلومه این لباس نمیتونه سلیقه خودت باشه!”
بهاره ام بزور خندید و با یه دیس میوه آرایی شده اومد سمت بچه ها و قاطی حرفای جمع شد …..

قسمت دوم داستان امشب چی بپوشم؟ 

 

ارغوان رفیعی پور
داستان نویس رسمی آی کمد

 


مجله اینستاگرامی آی کمد همین الان لباس خودتو از اینجا آگهی کن!

۴ پاسخ تا “داستان کوتاه | امشب چی بپوشم؟ – کوتاه (قسمت اول) | خواندنی و جذاب”

  1. Avatar

    سلام خیلی جالب بود ، البته جالب بودنش به کنار درک موضوعش خیلی خوبه نمیدونم یه احساس دارم نمیشه انگار بگم سختمه😂😂

  2. Avatar

    خوشمزه بود
    مرسے آی کمد
    و نویسنده خوبببب

ارسال نظر

آخرین مطالب

انتخاب مکان برای جستجوی دقیق تر